قرن ما
روزگار مرگ انسانیت است
سینه دنیا ز خوبی ها تهی است
صحبت از آزادگی، پاکی، مروت ابلهی است
روزگار مرگ انسانیت است
من که از پژمردن یک شاخه گل
از نگاه ساکت یک کودک بیمار
از فغان یک قناری در قفس
از غم یک مرد در زنجیر حتی قاتلی بر دار
اشک در چشمان و بغضم در گلوست
وندرین ایام زهرم در پیاله زهر مارم در سبوست
مرگ او را از کجا باور کنم

صحبت از پژمردن یک برگ نیست
وای جنگل را بیابان میکنند
دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان میکنند
هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا
آنچه این نامردمان با جان انسان میکنند
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست
فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست
فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست
در کویری سوت و کور
در میان مردمی با این مصیبت ها صبور
صحبت از مرگ محبت مرگ عشق
گفتگو از مرگ انسانیت است
با درود و احترام
با قلبی مالامال از درد و اندوه
از دست دادن جمعی از عزیزانمان را در پرواز اکراین که در جواب انتقام سختياوران سردار جنگ و خون به دست دولت بی کفایت و نالایقمان صورت گرفت به خانواده این عزیزان و‌کلیه هموطنان خود در کانادا و در هر گوشه از دنیا تسلیت عرض می کنیم.
با آرزوی صبر
گروه ماهور
🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤

Copyright © 2020 Mahour Group — Lyrical WordPress theme by GoDaddy